تبليغاتX
پسر آریایی


پسر آریایی

خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت!
تولدت مبارک......
سلام
امروز تولد یه دوست عزیزه دلم میخواست تو وبم بهش تبریک بگم اما به هیچ عنوان دوست ندارم خودش این پستو ببینه میدونم الان با خودتون میگین این دیوونه دیگه کیه اما شاید من واقعا" یک دیوونه یا یک جنازه ی داخل قبر باشم ( die in the grave) وااااااااایییییی چه خطرناک یا..........
خلاصه بگذریم عزیز تولدت مبارک امیدوارم سال های سال عمر کنی 

                                                                                                                               بابای

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
سلام
تا حالا شده کسی ازتون چیزی بدزده مطمئنن زیاد اتفاق افتاده اما این که عشقتونو بدزدن چی؟ شده؟ خدا براتون نیاره که یکی بیادو عشقتو بدزده خیلی سخته خیلی و جالبترش اینه که نتونی به اون کسی که اومده عشقتو دزدیده حرفی بزنی چرا ؟ چون عشقت اونو دوست داره دیگه واویلا اون موقعه است که دیگه شاهکاره از یه طرف قلبت داره میترکه از یه طرف داری خفه میشی چون نمیتونی حرف بزنی فقط اگه یه لحظه تصورشم بکنی مطمئن باش دیوونه میشی دیگه واویلا که تو اون جریان قرار داشته باشیو.......
امیدوارم هیچکدوم از شما دوستای جوگولی خودم تو این موقعیت قرار نگیره

توی آینه خودتو ببین چه زود به زود
تو، یه جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه
نذار که تو اوج جوونی غبارغم
بشینه رو دلت یهو پیرو زمین گیرت کنه
منتظرش نباش دیگه او تنها نیست
تا آخر عمرت اگه تنها باشی اون نمیاد
خودش می گفت یه روزی میذاره میره
خودش میگفت یه روز خاطره هاتو می بره از یاد
آخه دل من دل ساده ی من
تاکی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
آخه دل من دل دیوونه ی من
دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمر آزگار
آخه دل من دل دیوونه ی من
دیدی اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت
تو موندی و بی کسی و یه عمر خاطره پیشت
دیگه نمیاد دیگه پیشت نمیاد
از اوچی موند برات به جز یه قاب عکس روبروت
آخه دل من دل دیوونه ی من
تاکی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
تا کی میخوای بشینی به پاش بسوزی
تا کی میخوای بشینی چشم به در بدوزی
در پی پیدا کردن کسی برو
که فقط واسه ی خودت بخواد تورو
آخه دل من دل ساده ی من
تاکی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
آخه دل من دل دیوونه ی من
دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمر آزگار
آخه دل من دل دیوونه ی من
تاکی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
دیدی اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت
تو موندی و بی کسی و یه عمر خاطره پیشت
دیگه نمیاد دیگه پیشت نمیاد
از اوچی موند برات به جز یه قاب عکس روبروت
آخه دل من دل دیوونه ی من
تاکی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار ....
+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
سلام سلام
تورو خدا میبینین چقدر نامرد زیاد شده ماشاالله روز به روزم داره افزایش پیدا میکنه انقدرم تنوع داره که آدم هر روز با یک نوع جدیدش آشنا میشه بزنین به تخته یه وقت نامردی چشم نخوره.
اما یه نوعیش هست که از قدیم بوده و هنوزم هست و ادامه داره اونم اینه مدل که از کسی که فکر نمیکنی ضربه میخوری و نامردی میبینی اون موقعست که دیگه قات میزنی هنگ میکنی دیگه میزنی به سیم آخر نمیدونی اصلا واسه چی زنده ای خدا براتون اون روزو نیاره  خیلی دلم میخاد نظر شما دوستای گلمو در این رابطه بدونم ممنون میشم برام تو نظرات نظر خودتونو بگین.

توی صحنۀ غریب زندگی هممون در نقش یه بازیگریم
با همیم تو بازیهای روزگار از درون هم ولی بی خبریم
زندگی تولد یه خاطره است انگاری شروع یک نمایش
کاشکی از دنیا و این خاطره ها سهم ما تموم خوبیها بشه
توی پشت صحنۀ دنیای ما خوبی و بدی میمونه یادگار
زندگی برای ما یه خاطره است از تمام قصه های روزگار
از تمام قصه های روزگار
بهتر به قلبامون دروغ نگیم زندگی هر طور که باشه میگذره
منو تو مسافریم تو این روزا مثل خورشید تو نگاه پنجره
هممون پشت نگاه صورتک همیشه از صبح تا شب قائم می شیم
واسه پنهون کردن گریه هامون روی قلب و روحمون خط می کشیم
اگه باز از روزگار دلت گرفت لحظه ها ثانیه ها ابری شدن
بیا با من ...بیا با مـــــــــــــن...
بیا با من ...بیا با مـــــــــــــــــــــــن...
+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
سلام
با شروع تابستون من میخوام روش وبلاگو عوض کنم البته با اجازه ی شماها
یه شعر براتون میزارم فعلا"  بابای


اشک روی صورتم هست دونه دونه

تو دنیا کسی قدر دل منو نمیدونه

این دل نمیتونه که بی تو بمونه

دوست داره که تا صبح واسه تو بخونه

آخه این دله من بی تو شده دیوونه

بری ازش میمونه فقط یه ویرونه

نشستم یه گوشه ای یه اتاق تاریک تنها

شدم خیره به دربا کوله باره ز غم ها

یه نگاه میکنم به در یه نگاه به تلفن

یه حس بهم میگه خاطراتو مچاله کن

چه طور فراموشت کنم تویی نفس برام

نذاشت توی دنیا واسم هیچ کس مرام

یه حس بهم میگه که عمر من شده تلف

یه حس دیگه میگه که فقط اون بوده هدف

جونه من بسته به جونت نفسم به نفست

نه نزار بمیرم انتظار دیگه بسه

سکوتو بشکن یه بار پا بذار رو غرورت

این منه عاشق هرروز منتظر غروبه

تا اون روز که بیای میدوزم چشم به در

بیای ببینی منتظرم با چشم تر

ای دل تنها بسه چشم انتظاری

من موندمو شب هام شبای بیقراری

چرا تنهام میذاری،چرا تنهام میذاری؟

باز اون چشات دوباره اومد به یادم

باز اون نگات منو داده به بادم

خدا برس به دادم،ای خدا برس به دادم

چقدر زدم برات خودمو به آتیشو برف

احساس یخ زدن و سوختن قاطی شد رفت

الان دیگه دلم شده برات یه ذره

نمیدونم کی بود چه حرفایی که زد بهت

فکرت نمیره از ذهنم بیرون یه لحظه

یاد نگاهت میوفتم دستام میلرزه

یاد روزخاکستریه سرد رفتنت

دیگه قطع کردم امیدو از همه

دیگه بسمه پس نزن دستمو

دیگه از غمت ازتنم خسته چون

صحبت یکی دو روز نیست صحبت انتظار من..............

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |

باز دوباره تنهاییو شبو سکوتت

باز دوباره یاد تو با غم نبودت

باز دوباره بهت میگم تنهام گذاشتی

رفتیو این بغضو توی صدام گذاشتی

میخوام بهت بگم پیشم بمون اما نمیشه

میخوام بهت بگم نرو نرو مگه چی میشه

بعد تو پرسه میزنم شبای سردو خسته رو

تو رفتی ولی من پشت سرت گفتم نرو

ولی میخوام تموم کنم این قصه تلخ رو باتو

میدونی چقدر فاصله قلبم تا تو

من با تو دوباره شدم دچار درد

نگاهی سرد به رنگ پائییز زرد

اگه به تو گفتم برو چون بریدم

ذره ذره اب شدمو به اخر رسیدم

اتیشم زدی منو کشتی صدبار 

بسه دیگه برو دست از سرم بردار 

چندتا سوال عین خوره روحمو میخوره

بعد من کی میاد دلم ازدلهره پر پر 

داد زدم رو به اسمون که بی جواب بود

فهمیدم که دیگه کمک خواستن ندار سود

اما خواستم بمونم به لب رسید جونم

من از جونم گزشتم تا تو باشی تو خونم

دیگه چیزی نداشتم بگم از دست دادم

 بازم گفتم خدایا تو برس به فریادم     

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
سلامی دوباره
سلام به همه ی شما جیگرای خودم همتونو دوس دارم همه ی شما هایی که تو این چند وقت نگران بودین و پیغام گذاشتین و همه ی شماهایی که اصلا" واستون فرقی نداشت و همینطور کسایی که خوشحال شده بودن به هر حال چه خوب یا چه بد من برگشتم .

نیستی وقتی تنها می شم خاطرهات یادم میاد
چشمام بارونی میشن و رفتن تو یادم میاد
دستم بهت نمی رسه انگاری دور شدی ازم
آخه چرا تو قلب تو من دیگه جایی ندارم
عاشقم کردی و رفتی و گفتی نمی مونی کنارم
گول تو خوردم و سوختم و ساختم ولی چیزی نگفتم
خنده تلخ تو مونده هنوز تو دلم یاده گارم
حالا بیا و ببین چی آوردی به روز و روزگارم
یادمه حرفای تو می سوزوند تن سرد وجودم
یادته دستای خستمو پس زدی نموندی کنارم
منی که می گفتم واسه تو می مونم
شکستی غرورم
حالا می گم با تموم وجودم دوست ندارم
+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
....
سلام سلام خوفین سلامتین بروبکس
شرمنده ی همتون یه چند وقتی نبودم خلاصه ببخشین اما بجاش یه شعر خوشمل و باحال براتون میزارم
راستی عیدتون مبارک امیدوارم سال خوف و خوشی داشته باشین



وقتی که تنگ غروب بارون به شيشه مي‌زنه!
همه غصه های دنيا توی سينه‌ی منه!
توی قطره‌های بارون، ميشکنه بغض صدام!
ديگه غير از يه دونه پنجره هيچی نميخوام!
پشت اين پنجره ميشينمُ آواز ميخونم!
منتظر واسه رسیدنت تو بارون می‌مونم!
زیر بارون انتظار رنگ تازه‌ای داره!
منم عاشق‌ترم انگار، وقتی بارون می‌باره!
بعضی وقتا که میای سر روی شونم می‌زاری!
تموم غصه‌ها رو از دل من بر می‌داری!
اما اين فقط يه خوابه، خواب پشت پنجره!
وقت بيداری بازم غم ميشينه تو حنجره!
غم ميشينه تو حنجره!
+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا



کفتر چاهي من
تنگ بي ماهي من
اي قباي وصله بر
جنگجوي بي سپر
دل افسرده من
پشت پا خورده من
شب بي مهتابم
روز بي آفتابم
اي در بسته شده
از همه خسته شده
دل افسرده من
پشت پا خورده من
اي شکسته تن صبور
سکه بي پشت رو
اي خليج يخ زده
خرمن ملخ زده
گوش کن اي دل من
تو هنوز دل مني
با همه بي ثمري
تو خود شکفتني

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
.....


مي خوام برم پا ندارم
مي خوام نرم جا ندارم
گريه كنم دل ندارم
داد بزنم نا ندارم
بودنم با تو حرومه
ديگه همه چي تمومه
آخ که اين لحظه چه شومه
چه شومه
من دلم تنگ ميشه
تو دلت سنگ ميشه
نذار اين تنگ بلور
بشكنه با اين غرور           
                                                                                                      
+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
چطور با یه دختر شروع به صحبت کنید
برای این که شروع به صحبت با کسی کنید سه راه وجود داره:

1. در مورد یه چیزی سوال بپرسید. مثلا: توی یک نمایشگاه هستید - چه فکر می کنید راجع به این اثر؟

2. راجع به یه چیزی نظرتون رو بیان کنید. مثلا: توی صفه سینما هستید - عجب صفه طولانی ای، هیچ فکر نمی کردم ''فلان فیلم'' انقدر طرفدار داشته باشه.

3. یک حقیقی رو بیان کنید. مثلا: اتوبوس دیر کرده یا چه قدر امروز سرده.

موضوع هر یک از این سه مورد بسته به شرایطی که درش هستید فرق می کنه. ولی تا اونجا می تونید موضوعاتی رو انتخاب کنید که در طرف مقابل ایجاد علاقه کنه.

تدکر: درسته که شما باحال ترین و با نمک ترین و خوشتیپ ترین آدم هستید و خلاصه خیلی کارتون درسته. ولی لطفا سعی کنید سوژه ی صحبت راجع به خودتون نباشه. باور کنید آدم های غریبه اونقدر که شما به خودتئن علاقه مندید به شما علاقه مند نیستند. ولی نکته ی جالب اینجاست که اونها هم به همین اندازه به خودشون علاقه مندند. نتیجه گیریه علمی این که اگر سوژه ی صحبت به نحوی به اونها ارتباط پیدا کنه شانس موفقیت بیشتری دارید.

همونطور که در بالا می بینید بدترین نوع شروع بیان کردن یک حقیقته مثله این که هوا چه سرد شده امروز. دوتای دیگه هر دو خوبن. اگر از سوال کردن استفاده می کنید سعی کنید هی پشته سره هم سوای هایی که جواب کوتاه می خوان نپرسید که تبدیل به بازپرس می شید. سوال های چرا و بپرسید که پاسخ های بلند نیاز دارن.

حقیقته نه چندان شیرین: از کله آدم هایی که سعی می کنید سره حرفو باهاشون باز کنید 20 درصد محلتون نخواهند داد. این طبیعیه. ناراحت نشید و خودتو نبازید. مخصوصا اگر انقدر بد شانس بودید که از صد تا آدمی می خواید برین سراغشون بیست های اولشون از این گروه یبس ها باشن. به 80 نفره بعدی فکر کنید. شجاع باشین. می خواستین با طرف حرف بزنید تحویلتون نگرفته. آسمون که به زمین نیومده
+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
سر گرم کردن یک دختر
توی اینترنت هرجا رو که نگاه کنید می تونید مطالب در مورد چگونگی برخورد با دخترها پیدا کنید، کار ندارم که خیلی ها مزخرفه محضه. ولی همه ی این ها یک اشکال بزرگ دارن و اون اینه که فقط یاد می دن که چطور برید جلو. نتیجه این می شه پسر میره چلو، سر حرف رو باز می کنه، حتی کار به قرار مدار می کشه ولی بعدش بلد نیست چه کار کنه و کار رو خراب می کنه ، چون نمی تونه توجه و علاقه ی دختر رو حفظ کنه.بزنید بریم:

1. طالع بینی:این یکی از قوی ترین وسایلی که می تونید همیشه راجه بهش صحبت کنید و باعث می شه دختر ها یک جورهایی باهاتون راحت بشن و یه حالت مرموز و در عینه حال قابل اعتماد بهتون میده. حتما در مورد خصوصیات اخلاقیه ماه های مختلف بخونید.

ایده های قابل استفاده: حتی می تونید از طالع بینی برای شروع صحبت استفاده کنید. برید جلو بپرسید سلام شما متولد مثلا خرداد نیستید. اگر تو خال زده باشید که عالیه ، طرف کف می کنه و بعد می تونید کلی چرند ببافید به هم که رفتارش چطور باعث شده همچین حدسی بزنید و ... اگر هم نباشه احتماله زیاد خواهد بپرسید چطور و باز می تونید کلی پرت و پرت بگید.

استفاده ی بهترش اینه که بعد از آشنایی اینو سوژه صحبت کنید.

2. خط شناسی: این هم می تونه هم سوژه ای برای سر حرف رو باز کردن باشه و هم می تونید کلی باهاش دخترها رو سرگرم کنید.

ایده: از چیزی شبیه این داستان استفاده کنید:

مکان سره کلاس: ببخشید می تونم جزوتو یه لحطه ببینم.
-بله
- (با قیافه ی متعجب) خیلی جالبه
-چی؟
-می دونی من چند وقته که مشغوله مطاله ی خط شناسی هستم و چرت و چرند و ..

یا حتی اگر جایی زندگی می کنید که با گارسون های هات سر و کار دارید همین کارو می تونید با برگه ی صورتحساب یا اوردر بکنید.

ضمن این که خیلی راحت میشه کلی یه دختر رو سرگرم کرد با این که یه چیزی بنویس و من از روی خطت بهت می گم چه شخصیتی داری. دختر ها عاشق این هستن که کسی بتونه راجع بهشون براشون چیزی بگه. نمی بینید پقدر می رن فالگیر.

3. کف بینی: این هم مثل بالایی ها ، خیلی عالیه، ضمن این که بهانه ای هست که بتونید دستش رو هم بگیرید.

4. شعبده بازی: خیلی خیلی قوی. برای سر حرف باز کردن و سرگرم کردن. ولی تو رو خدا خوب تمرین کنید که گند نزنید. در ضمن زیاده روی هم نکید حد اکثر دو تا سه ''تریک'' کافیه. کاری نکنید که بی اثر شه و همش تو دلشون بگن که بسه دیگه تو رو خدا. همیشه تشنه نگه داریدشون.

5. داشتن توله سگ: این یکی از عالم عجایب میاد بیرون ولی کدوم دختریه که یه توله سگه خوشکل رو دوست نداشته باشه. پسرهایی که سگ دارن آدم های قابل اعتمادی به حساب میان، نمی دونم چرا. می دونید تاحالا چند تا دختر دفعه ی اولی که رفته بودیم بیرون اومدن خونه ی من که توله سگم رو ببینن! یادتون باشه اکثر وقت ها دخترها هم اونی رو که شما می خواین می خوان ولی براش دنباله بهانه می گردن که خودشونو قانع کنن که من به خاطر فلان چیز بود که رفتم. خسیس نباشد ، بهانه بدید بهشون!

6. فلسفه های عجیب غریب مردم، قبایل و ... هم. عقاید عجیب غریب، خرافات های مردم گوناگون. همه ی این ها سوژه هایی خوبی برای صحبت.

ولی از صحبت های دینی و سیاسی تا می تونید پرهیز کنید ، مخصوصا در اوایل آشنایی. مگر این که خوده دختره علاقه مند بود و پیش کشیدش.

یادتون باشه راز موثر بودن مطالبه بالا استفاده ی درسته ازشون. نذارید دستتون رو بخونن که هدف اصلیتون چیه. مرموز باشید. زیاده روی نکنید. سعی کنید کنجکاوی شون رو جلب کنید و اونا ازتون بخوان که مثلا یه حقه ی دیگه هم نشونشون بدید.

تذکر مهم در مورد شعبده بازی: هیچ وقت تحت هیچ شرایطی راز حقه تون رو بهشون نگید. نه تنها جذابیتش رو از دست می ده ، بلکه اگر تا یه دیقه پیش یه آدم مرموز و باحال بودید بعد از گفتن راز تبدیل میشید به یه آدم حقه باز! می دونید من هر وقت کسی ازم می پرسه تو رو خدا رازش چیه و چه جوری انجام دادی این حقه رو چی می گم؟! بعد از این خوب خواهش و تمنا و عشوه کرد برام می گم: می تونی یه رازی رو نگه داری؟ با خوشحالی میگه آره آره می تونم . و من می گم: ''منم همین طور
+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
راه هاي دوست پسر آزاري
*اگه بهتون زنگ زد (در اين مسئله فرض بر هوتن نام بودن دوست پسرتونه...!!!) بگين
سلام حميد جون.بعد يه دفعه انگار که تازه متوجه شدين بگين اوا خاک به سرم علي
تويي؟؟؟؟مي تونين اين سير رو تا هفده باز تکرار کنين ولي بار هجدهم ديگه خطر مرگ
داره.من مسئوليتي در قبال اين حادثه ندارم
*بهش زنگ بزنين و بگين کسي خونه نيست و دعوتش کنين خونتون ، بعد با دختر همسايه
بريد سينما و فيلم هوو يا ازدواج به سبك ايرونى رو ببينيد
*تا يه شوخي کوچيک با شما کرد سريعا جبهه بگيرين و باهاش دعوا کنين. با کلماتي از
قبيل:مگه تو خودت خواهر مادر نداري؟...يا يه همچين چيزايي .ولي دو تا سه دقيقه
بعد خودتون يه جک فجيع يا افتضاح تعريف کنيد و بعدش بشينيد و قيافه بنده خدا رو
تماشا کنيد
*آرايش شديد بزنيد و از اين شلواراي خيلي برمودا و از اين پيرهن آستين کوتاها
بپوشيد و بريد جلوي بنده خدا رژه بريد و وقتي به شما نزديک شد و به دو سه متري
شما رسيد ، سرش داد بزنيد و بعدش بشينيد و زجر کشيدنش رو تماشا کنيد
*عکسهاي دو نفره اي رو که با پسر نوه عمه ي خاله ي پدربزرگ پسر دختر خالتون و يا
امثالهم گرفتيد بهش نشون بديد ولي بهش اجازه نديد حتي يه دونه عکس باهاتون بگيره
*موقع تولدش جلوي دوستاش فقط بهش يه شاخه گل هديه بديد و حالشو حسابي بگيريد و
(احتمالا بسته به قدرت و توانايي قلبي و شرايط جوي) بشينيد و سکته شو تماشا کنيد
و لذت ببريد
*همين که تو ماشين بغل دستش نشستين شروع کنين به عطسه کردن و از بوي ادکلن چند صد
هزار تومنيش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خريده ايراد بگيريد و بهش بگيد که به
اين بو حساسيد
*وقتي داره باهاتون حرف مي زنه همين که به جاي حساس حرفاش رسيد بي مقدمه موبايلشو
برداريد و به يکي از دوستاتون زنگ بزنيد و چهار ساعت و چهل و هشت دقيقه با
دوستتون حرف بزنيد و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبايل بذاريد
+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
چگونه یک دختر را بخندونیم و به طرف خود جذب کنیم
قبل از این که شروع کنم این رو تذکر بدم که دلیلی که اکثر مرد ها از خندوندن نتیجه مثبت نمی گیرن اینه که سعی می کنن با گفتن جوک دخترها رو بخندونن. در حالی که خنده ای که در اینجا مورد نظر ماست خنده ی حاصل از داشتن یک شخصیت با مزست. برای مثال چارلی چاپلین برای خودش یک شخصیت خلق کرده بود که بامزه بود کاراش (خجالتی و دست و پا چلفتی در عین حال زرنگ و ... ) شما هم باید برای خودتون یک شخصیت خلق کنید که جذاب و خنده دار باشه ولی مطمئنا دست و پا چلفتی مورد نطر ما نیست.

با کارهایی بهتون می دم می تونید یک شخصیت بامزه خلق کنید و در عین خنده دار بودن جذاب هم باشید

تا می تونید در مورد مسایل مختلف مربوط به دختر زیاده روی کنید. مثلا یه دختری بهتون میگه وای چقدر موام بد شده امشب (داره ناز می کنه که شما بگید نه خیلی هم قشنگه)! و شما هم می گید : من نی خواستم بروت بیارم ولی آره خیلی بد شده. همونجا احتمالا دختره میخنده و یک وشگونی ازتون می گیره و شما هم می تونید اینو براش دیگه تا آخره اون شب داستان کنید و همش بگید وای همه دارن مواتو نگاه می کنن! حالا چی کار کنیم و یا مثلا من خجالت می کشم با این موا با تو راه برم و

تا اون جا که می تونید سعی کنید متهمش کنید می خواد شمی رو بلند کنه! دختر . مثلا اگه گفت دیگه دیره و من باید برم خونه بگید ولی من باهات نمیام و اون می گه نه گفتم تو بیا گفتم من می خوام برم خونه و شما هم که انگار کرید می گید ای بابا ما هنوز همدیگرو درست نمیشناسیم و تو می خوای منو ببری خونت. عجب دور و زمونه ای شده ها و ...

حرفاشو سو تعبیر کنید. مثلا اگر داشت بهتون می گفت مثلا با هم شام درست کنیم و برگشت گفت: ''''''''بکنیم یا نه''''''''؟
همین حرفشو به شوخی بگیرید.

زیادی لبخند نزنید و به جوکهای خودتون نخندید.

احساساتشو لطیف مسخره کنید؟ مثلا : می گه وای واقعا از اینکه مردم بقل دستم سیگر بکشن متنفرم! بگید: حالا واقعا نسبت به این کار چه احساسی داری؟

این ها رو با جوک ها و تیکه های با مزه تون قاطی کنید، حتما نتیجه می ده.
+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
....



من نباشم کی به مرغ عشق تو دونه میده

کی به طاووس قشنگ آرزوت لونه میده

کی به اون سری که توش عشق یه آدم دیگس

با نهایت جنون و عاشقی شونه میده

کیه که بدونه دیشب با رقیبش بودیو

اونقدر عاشقت باشه بازم بهت نگاه کنه

من نباشم میدونم تو استراحت میکنی

اولش ساده به این نبودن عادت میکنی

اما وقتی فهمیدی راس راسی عاشقت بودم

نمیگی اما یه کم احساس غربت میکنی

من نباشم حس کردی یه کم غریب شدی

از یه عاشق یا یه شمع سوخته بی نصیب شدی

من نباشم یه روز امتحان کن و بگو چی شد

اگه امتحان میکردی تو چقدر چیزا میشد

بعد امتحان اگه یه وقت کسی بود مثه من

نشونم بده بگو شاگرد اولت کی شد

من نباشم میدونم فکر میکنی خود خواهیه

ولی این حقیقته قصه ی آب وماهیه

هیچ کسی نمیتونه انقدر دوست داشته باشه

عشق من یه عشق آسمونیو الهیه         
                                                                                                                                              FOR S.G


ممنون از ستاره ی عزیز که گذاشتن من این شعرو براتون بزارم

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
دل دیوونه
سلام به همه ی دوستای از گل بهترم
بازم اومدم تا حالتونو با آهنگای غمگینم بگیرمو برم من هزار بار اختار میدم بهتون اونایی که همیشه شاد هستن یا چند وقته که از تیریپ غمگینی اومدن بیرون نخونن اماااااااااا اونایی که مثل خودمن بخونن و حالشو ببرن.
امیدوارم خوشتون بیاد...



باورم نمی شه دستات توی دست من نباشن

رو در و دیوار خونه گرد تنهایی بپاشن

تو همونی که می گفتی تو دنیا

هیشکی مثه من پیدا نمی شه

تو همونی که می گفتی قلبم

مال تو باشه واسه همیشه

باورم نمی شه چشمات

بره مال دیگرون شه

با غریبه آشنا شه

با عریبه مهربون شه

تو همونی که می گفتی تو دنیا

هیشکی مثه من پیدا نمی شه

تو همونی که می گفتی قلبم

مال تو باشه واسه همیشه

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
سلام
سلام سلام
تعجب نکینید خودمم پسر آریایی من به نصیحت یک دوست خوب برگشتم می دونم الان با خودتون فکر می کنید که شاید می خواستم خودمو لوس کنم یا مثلا" ناز کنم یا به قول بروبکس خودمو چس کنم اما باور کنید اینجوری نیست من با نصیحت های اون دوست عزیز و مهمتر از همه وقتی نظرای شمارو دیدم یجورایی به رفتن شک کردم حالام دیگه من بر گشتم
جا داره از دوستای خوبم: آقاهه, دختر سایه
, هدیه عزیز, سحر عزیز , ستاره جون, مرجان جون, نیلوفر جون, مهناز جون , نینا جون , سوسن جون, سمیرا جون, ستاره(دالتون) جون, پریسا جون, الاهه جون, رامینا جون, آرزو جون, دختر آریایی عزیز و ....... تشکر کنم که توی این چند وقته اومدن و با حرفاشون منو آروم کردن
حالا دو تا شعر باحال براتون میزارم امیدوارم خوشتون بیاد.



از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلتی بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم....
                                                                                                                   for S.G




رفتی و نوشـتی که از دوری من ملالی نیست
رفتی با یکی دیگه دوست شـدی هیچ خیـالی نیـست
یه روزم نوبـت من میـشه واست نـامه بدم ، ببینی با یکی دیگم
جاتم اصلا خالی نیـست
عروسکی بودم بـرات
که تو بـهم نفـس دادی
دلم رو یه روز خریـدی
فرداش آوردی پس دادی
بگو برات من چی بـودم
عروسک مغـازه ای
کهنه شدم رفتی حـالا
دنبال عشق تازه ای
دیگه پشت دستمو داغ میکنم
که تا زندم عاشق هیشکی نشم....
عاشق هرکی بشم خیالی نیست
لااقل اسیر تو یکی نشم......

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
....



رفیق من سنگ صبور غمهام                               به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم                          چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونمو دلزده از لیلیا                                         خیلی دلم گرفته از خیلیا

نمونده از جوونیام نشونی                                    پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی سنگ صبور                                         خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست                                     موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد          اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش

تنهای بی سنگ صبور                                         خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست                                     موندی و راه چاره نیست

اگر بیای همونجوری که بودی                              کم میارن حسودا از حسودی

صدای سازم همه جا پر شده                              هر کی شنیده از خودش بیخوده

اما خودم پر شدم از گلایه                                   هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشقو امید                        همیشه محتاجه به نور خورشید

تنهای بی سنگ صبور                                        خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست                                    موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد         اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش

تنهای بی سنگ صبور                                        خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست                                    موندی و راه چاره نیست




 من با زخم  زبونات رفیقم                                 مرهم بذار با حرفات رو زخم  عمیقم …

با توام که داری به گریم میخندی                      کاش میشد بیایو به من دل ببندی…

تنهااااااااا بودن یه کابوس شووومِ                     کارِ دل نباشی تمومِ …                     

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |



کی اشکاتو پاک میکونه شب ها که غصه داری

دست رو موهات کی می کیشه وقتی منو نداری

شونه کی مرحم حق حقت میشه دوباره

از کی بهونه می گیری شب های بی ستاره

برگ ریزونای پاییز کی چشم برات نشسته

از جلو پات جمع میکونه برگ های زرد و خسته

کی منتظر میمونه حتی شب های یلدا

تا خنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا

کی از سرود بارون قصه برات می سازه

از عاشقی می خونه وقتی که راه درازه

کی از ستاره بارون چشماشو هم میزاره

نکونه ستاره ای بیاد یاد تورو نیاره

 

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
....

سلام بروبکس یه اهنگ فوق غمگین میخوام براتون بزارم که تقدیم میکنم به خواهرجیگرم هدیه اینم وبلاگش بهتون توصیه میکنم سر بزنید والا نصف عمرتون بر فناست
http://www.sherbsher.blogfa.com/


هم اتاقی هم اتاقی هم اتاقی...

برس بدادم

اونی که دل و دینم رو برده

خیلی وقته نکرده یادم

هم اتاقی..

 ببین چگونه سیل اشکم شده رونه

درد جان سوزم رو بجز تو

بخدا هیچی نمی دونه

هم اتاقی...

 برو طبیب دل بیمارم رو بیار

بهش بگو
عاشقش غریبه مرده از رنج و انتظار...

 

هم اتاقی  برس به دادم اون یکه دل و دینم رو برده

خیلی وقته نکرده یادم

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
....


موهای دمب موشی رو لباسا اب پاشید بازیای کودکی روزای شاپرکی

همرو رفتیو بردی عزیزم منو دست کی سپردی عزیزم

موهای دمب موشی حرفای در گوشی اون اتاق پولکی د نیای عروسکی

همرو رفتیو بردی عزیزم منو دست کی سپردی عزیزم

بازی قایم موشک تا چشم گذاشتم تو قایم شدی و من چشم بر نداشتم

هی صدا زدم کجایی نیومد از تو صدایی

حالا دیگه این روزارو می شمارم تا که بیایی تاکه بیایی
+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
....


سرگرمي تو
شده بازي با اين دل غمگين و خستم
يادت نمي ياد اون همه قول و قرارايي كه با تو بستم
با اين همه ظلم تو ببين باز چه جوري پاي اين همه قول و قرار من نشستم
نشكن دلمو
به خدا اهم ميگيره دامن تو عاقبت يه روز
نگو بي خبري
نگو نمي دوني دلم پر از يه نفرين سينه سوز
نگو بي خبري
نگو نمي دوني وقتي كه نيستي گريه شده كار اين دل عاشق شب و روز
ديوونه نكن
دلمو اهم ميگيره دامن تو عاقبت يه روز
نگو بي خبري
+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
...
 



دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون

تو زندگیم چقدر غمه، دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی، تلخه بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم

امشب از اون شبهاست که من، دوباره دیوونه بشم
تو مستی و بی خبری اسیر میخونه بشم

امشب از اون شبهاست که من، دلم می خواد داد بزنم
تو شهر این غریبه ها دردم رو فریاد بزنم

از این همه دربه دری تو قلب من قیامته
چه فایده داره زندگی این انتهای طاقته

از این همه در به دری به لب رسیده جون من
به داد من نمیرسه خدای آسمون من

 

وقتی می یای صدای پات از همه جاده ها می یاد
انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا می یاد

تا وقتی که در وا میشه لحظه دیدن می رسه
هر چی که جاده است رو زمین به سینه من می رسه

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم
 
وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم
گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم

دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه
مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه

عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو
عمر دوباره منه دیدن و بوییدن تو

نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس می خوام
عمر دوباره منی تو رو واسه نفس می خوام

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم
به هر چی می خوام می رسم...

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |

سلام بجه ها
امروز خیلی حالم بده هر وقت حالم بده این اهنگ گوش میدم اونایی که نمی خوان غمگین بشن این متنو نخونن




اومد که فریاد بزنه اما دیگه نایی نداشت

آسمون پیشش ولی تو قلب اون جایی نداشت

آی دختره آی بی وفا آی تو که تنهام می ذاری

تو قاب عکست جای من عکس کیو می خوای بذاری

برو برو که مثل تو زیاده تو دنیا واسم

برو برو ولی بدون که تا ابد جایی نداری تو دلم

برو برو که مثل تو زیاده تو دنیا واسم

برو برو ولی بدون که تا ابد جایی نداری تو دلم

زدم به سیم آخرا گفتم ولش کن بیخیال

اون واسه من یار نمیشه بیخیال این عشق محال

گفتم تویه مرام ما منت کشی نیست بی مرام

می خواد بره خوب به درک همینه که هست ختم کلام

برو برو که مثل تو زیاده تو دنیا واسم

برو برو ولی بدون که تا ابد جایی نداری تو دلم

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
....
سلام سلام
چطورین بروبکس؟ بالاخره منم اومدم دیدین این نویسنده ها چه ترکوندن ؟ میدونم دیدین همچین دهناتون باز مونده اینجوری مگه نه؟ حالا بگذریم اومدم یه شعر باحال بزارم برم که به قول آبجیمون خودش میدونه مال کیه؟
پاورقی:فردا داییم میکشتم

 
دلواپس و بی تابم
باز امشبم بی خوابم
ازت خبر ندارمو
تا خود صبح بیدارم
حس خوبی ندارم
چشام همش به ساعته
می پرسم این چه حسیه
یکی میگه خیانته
گوشی رو بردار تا صدات
یه ذره ارومم کنه
این نفسای اخره
دلم داره جون می کنه
همش دارم فکر می کنم
دست یکی تو دستته
دارم می میرم ای خدا
فکر می کنم حقیقته

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
دل دیوونه




هرکی اومد تو زندگیم  میبردمش تا اسمون

 

امروز میشد رفیقه راه فردا واسم بلای جون

 

نمیشه قلبه عاشقو به دسته هر کسی سپرد

 

نمیدونم  بد می آورد یا چوب ِ سادگیشو خورد

 

هرچی که به سرم اومد تقصیره هیچ کسی نبود

 

هر چی که بود پای خودم ؛ تو قصه هام کسی نبود

 

هیچکسی عاشقم نشد هیشکی سراغم نیومد

 

جوابه کاره خودمه هر چی بلا سرم اومد

 

تقصیره هیچکسی نبود هر چی که بود به پای من

 

فقط تو بعد از این نیا میونه لحظه های من

 

رفاقتت ماله خودت ؛ منت نذار رو سره من

 

این قصه ها تموم شده ؛دیگه نیا دورو برم

 

هرچی که به سرم اومد تقصیره هیچ کسی نبود

 

هر چی که بود پای خودم ؛ تو قصه هام کسی نبود

 

هیچکسی عاشقم نشد هیشکی سراغم نیومد

 

جوابه کاره خودمه هر چی بلا سرم اومد

                                                                                                                          

                                                                                                                                                            ....for

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
....



 ما رو باش باز دوباره خراب عشق تو شدیم

دوباره با یک نگاه عاشق چشم تو شدیم

   پا رو دل گذاشتی باز رفتی با بیگانه شدی

   حالا برگشتی می گی عاشق و دیوانه شدی

 منو باش زندگیمو به پای تو ریخته بودم

 رنگ چشماتو با یکرنگیم آمیخته بودم

مارو باش ................ شما رو باش.............

تو رو باش جای خونه قفس برام ساخته بودی

با گلای کاغذی یه باغچه گل کاشته بودی

ما رو باش قلبمونو به دست کی داده بودیم

با دو تا خشت گلی چه خونه ای ساخته بودیم

تورو باش مست غرور شکستی قلب عاشقو

                                            رفتی بـاز تنـها گذاشتـی گلهای شقایـقو

 منـو بــاش زندگیـمو به پای تو ریختـه بودم

                                             رنگ چشماتو با یکرنگیم آمیخته بودم

   مارو باش ................ شما رو باش.............

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
....


دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه

دوباره این دل دیوونه واست دل تنگه

وقت از تو خوندن ستاره ی ترانه هام

اسم تو برای من قشنگترین آهنگه

بی تو یک پرنده اسیر بی پروازم

باتو اما میرسم به قله آغازم 

اگه تا آخر این ترانه با من باشی

واسه تو سقفی از آهنگ و صدا می سازم

تویی که عشقمو از نگاه من می خونی

تویی که تو طپش ترانه هام پنهونی

تویی که هم نفس همیشه آوازی

تویی که آخر قصه منو می دونی

اگه کوچه صدام یه کوچه باریکه

اگه خونه م بی چراغ چشم تو تاریکه

میدونم آخر قصه می رسی به داد من

لحظه یکی شدن تو آینه ها نزدیکه

با یه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره

نذار از نفس بیفتم تویی تنها راه چاره

ای ستاره ای ستاره بی تو شب نوری نداره

این ترانه تا همیشه تو را یاد من میاره

                                                                                                                   for S.G

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
یا حسین



همه عالم یه طرف حسین زهرا یه طرف
هر چی عشقه یه طرف عشق به مولا یه طرف
اون کیه هر کی صداش می زنه دیونه اش می شه
دیگه جایی نمی ره گدای خونه اش می شه
این کیه که اسمش و هر کی تو عالم میبره
همه ی وجودش و مصیبت و غم میبره
حسین حسین حسین حسین
حسین حسین حسین حسین
این کیه که عشق اون عالم و حیرون می کنه
همه کربلاش دل فاطمه رو خون می کنه
اسم اون حسینه و جوونیه ما به فداش
خدا اون روز و بیاره که بریم به کربلاش
حسین حسین حسین حسین
حسین حسین حسین حسین
نمی دونم که چرا دلم براش پر میزنه
هرکی تو روضش میاد به سینه و پر میزنه
یکی نیست تو کربلا خواهرش و یاری کنه
یکی نیست تو قتله گاه برا حسین یاری کنه
دیگه چیزی نمی خوام حسین زهرا میخوام
دیگه گل و بستان نمی خوام خیمه ی مولا رو می خوام
حسین حسین حسین حسین

+نوشته شده در ساعتتوسط پسر آریایی |
....

 

سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خسته

 

یادت نمی یاد اون همه قول و قرارایی که با تو بستم

 

با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشستم

 

نشکن دلمو بخدا اهم می گیره دامنت وعاقبت یروز

 

نگو بی خبری نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز

 

نگو بی خبری نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کارت این دل عاشق شب و روز